|
| سه شنبه,5 بهمن 1382 (تعداد دفعات خوانده شده:2177) |
|
نام نويسنده: اينو نوباتاكا
نام مترجم: فيروزه درشتي
دوران معروف به «عصر اطلاعات» بتدريج تأثير خود را بر حوزه دين مي گستراند؛ بدين معني كه به حوزه روشهايي كه اديان و مذاهب در آموزش، تبليغ دين و روشهاي اعتقادي به كار مي برند، وارد مي شود. پيشرفتهاي مهم و در خور توجه اين حقيقت را به ارمغان آوردند كه اكنون براي هر دين و مذهبي اين امكان وجود دارد كه فراسوي مرزهاي ملي اشاعه يابد؛ حتي به جنبشهاي ديني كوچك نو پيدا اجازه مي دهد در فعاليتهاي تبليغي خارج از كشور شركت كند و به پيشرفتهاي ديني نويني كه تاكنون ديده نشده است، تبديل شود. اين شتاب سريع «عصر ارتباطات» هم اكنون پديده اي را به وجود آورده است كه مي توان آن را «جهاني شدن دين» ناميد.
اگرچه غير ممكن است كه برآورد كنيم اين روند در آينده چطور گسترش پيدا خواهد كرد، احتمالا اطلاعات ديني به طور فزاينده به روشهايي متفاوت با روشهاي شناخته شده قبلي جريان خواهد يافت؛ اشكال نوين نهاد ديني شكل خواهد گرفت و محتوا و مضمون فعاليتها و آموزه هاي آنها تغييرات پر آشوب و متلاطم تري را نسبت به گذشته تجربه خواهد كرد. به اين ترتيب دين در مجموع با نقطه عطف بزرگي مواجه مي شود.
براي بحث درباره اين مسائل ترجيح مي دهم با تشريح ديدگاه خود از مفهوم عصر اطلاعات شروع كنم. اغلب وقتي اين اصطلاح به گوش مي خورد، بسته به كسي كه از آن استفاده مي كند، مفاهيم متفاوتي دارد. به خصوص، افراد مختلف و حوزه هاي متفاوت از چه زمان عصر اطلاعات شروع شد و بر چه چيز دلالت دارد، اختلاف نظر دارند. اگر پرسش به ماهيت بنيادين «اطلاعات» كشيده شود، درگير مشكلات پر درسرتري مي شويم.
به هر حال نمي توانيم منكر شويم كه «محيط اطلاعاتي» ما از بيست سال گذشته به اين سو بشدت تغيير كرده است. مي توانيم بحث خود را با در نظر داشتن ويژگيهاي اساسي اين تغيير آغاز كنيم. منظور من از «محيط اطلاعاتي» در اينجا نخست، روش انتشار اطلاعات «سخت افزار» و تكنولوژي آن است؛ دوم، دسترسي يا گسترش جغرافيايي و اجتماعي تكثير اطلاعات و سوم كميت و محتواي اطلاعاتي است كه منتشر مي شود. با در نظر گرفتن اين سه نكته، «عصر اطلاعات» به وضوح به تفاوتهاي كيفيتي اين دوره با دوره هاي قبلي اشاره دارد. از آنجا كه اين بهبود و پيشرفت دستخوش انقلابهاي سريع و دايمي بوده است، غير ممكن است كه پيش بيني كنيم پس از اين چه نوع تاثيري بر جامعه ما خواهد گذاشت. با اين همه نمي توانيم انكار كنيم كه ظهور و بروز شيوه هاي نوين ارتباط از پيشرفت فناوريهاي نوين سرچشمه مي گيرند و اين رسانه شيوه هاي نوين ارتباط تأثير سرنوشت سازي بر تغييرات اجتماعي جاري دارند. اكنون مي توان مقادير انبوه اطلاعات را به سرعت، به دقت و به اشكال متعدد و به مكانهاي متعدد فرستاد. اين پيشرفت تكنولوژيكي حتي هم اكنون نظام اعتقادات ما را تغيير داده و تاثير اين پيشرفت به طور اجتناب ناپذير به پديده هاي ديني نيز گسترش يافته است.
تغيير اساسي در وسايل ارتباط جمعي به وسيله اختراع كامپيوتر و رواج همگاني آن مشخص مي شود، به طوري كه مي توان ادعا كرد مناسبترين اصطلاح بيان كننده اين موقعيت، «عصر كامپيوتر شخصي» است. همچنين از يك سو شاهد پيشرفت رسانه هاي گروهي شنوايي – ديداري از قبيل ماهواره هاي تلويزيوني هستيم، در حالي كه از سوي ديگر شاهد گسترش وسايل ارتباط جمعي شخصي مانند تلفن هاي همراه شخصي هستيم. در نهايت بعد از همه اين پديده ها، جهان «چند رسانه اي» به سرعت در حال گسترش است.
نخستين واكنش صريح گروههاي مذهبي به اين پيشرفتها را مي توان در روشهاي تبليغي آنها مشاهده كرد. هم اكنون بسياري مؤسسه هاي مذهبي آنچه را به «رسانه نوين» معروف است در فعاليتهاي تبليغي خود به كار مي گيرند.
گسترش نوين جغرافيايي و اجتماعي اطلاعات يا دسترسي به اطلاعات ويژگي قابل توجه ديگري از عصر اطلاعات است. قابل توجه است كه حتي اطلاعاتي را كه قبلا به متخصصان و حرفه اي ها محدود مي شد، ديگر نمي توان به عنوان ملك طلق جوامع بسته، يعني طبقه اجتماعي نخبه، انجمنهاي حرفه اي يا اعضاي سازمانهاي ويژه در نظر گرفت. به اين معنا مرزهاي جغرافيايي و اجتماعي به روشهاي متفاوت و در جاهاي متفاوت در حال فرو ريختن است. اطلاعاتي كه قبلا ملك طلق اعضاي محدود گروههاي بسته ويژه اي بود، هم اكنون به طور فزاينده اي به انحاي مختلف به دست «ديگران» افتاده است. اين روند را مي توان در رشته هاي علمي، روزنامه نگاري، فعاليتهاي متهورانه و حتي اسرار ملي مشاهده كرد. دنياي جديد «اينترنت» به اين روند سرعت مي بخشد. اين پيشرفتها با مؤلفه هايي عجين است كه به تغييرات مشخصي در مفاهيم قبلي «طبقه» يا گروه و «سازمان» اشاره دارند و گروههاي مذهبي مجبور خواهند شد كه آن را بپذيرند.
همچنين بايد به يك روند در حال تغيير در محتواي اطلاعات و ارتباطات اشاره كنيم. با پيشرفت در وسايل تبادل اطلاعات و تأسيس «شبكه ها» يي متفاوت از شبكه هاي اجتماعي سنتي، اطلاعات مبادله شده تمايل دارند به ماهيت متفاوت تري تبديل شوند و اين سرشار از پتانسيلي است كه حتي طبقه بنديهاي دانشمندان را در ارتباط با موضوع مورد توجه شان تغيير دهد. براي مثال ما احتمالا تعداد فزاينده اي از افراد را خواهيم ديد كه علم تخصصي پيشرفته تري از متخصصان حرفه اي در آن رشته دارند. در رابطه با دين، ممكن است كساني كه اصلا به عنوان متخصصان مذهبي تربيت نشده اند، علم ديني بيشتري از كشيشان، راهبان و يا مبلغان مذهبي داشته باشند. من عجالتا اين پديده را «تغيير جايگاههاي فكري» مي نامم و احساس مي كنم كه احتمال دارد اين روند تغيير جايگاهها در آينده افزايش يابد.
در شرايط تغيير كيفيتي در اطلاعات، كنترل اطلاعات به طور روز افزون به كاري سنگين در انجام اهداف اشخاص تبديل مي شود؛ چه آن هدف سياسي و اقتصادي باشد و چه ماهيت فرهنگي داشته باشد. بدين معني كه در موارد بسياري، مهمتر اين است كه بدانيم چطور اطلاعات مربوط به هم را جمع آوري و استفاده كنيم، تا اينكه بدانيم چطور افراد بيشتري را ملاقات كنيم؛ چگونه اعتماد متقابل به وجود آوريم و – همان طور كه در زير اشاره خواهم كرد- نشانه هايي مبني بر اينكه اين حقيقت حتي در حوزه هاي قدسي دين هم تحقق يافته است، وجود دارند. با نگاهي به اين جملات مجبوريم اعتراف كنيم كه عصر اطلاعات به دگرگوني عظيم و بي سابقه اي در فرهنگ بشري منتهي شده است.
جهاني شدن دين
از حالا به بعد مي خواهم گشتارهاي متفاوت ديني را در عصر اطلاعات از نظر جهاني شدن بررسي كنم. نخست، با در نظر گرفتن مفهوم جهاني شدن: با وجود اينكه با اين اصطلاح را به معني همان «جهان نگري» (internationalism) به كار مي برند، اما برخي ديگر آن را به عنوان يك پديده «بدون مرزي» تعبير مي كنند. رونالد روبرتسون تعريف مفيدي براي جهاني شدن با در نظر گرفتن حوزه دين ارائه داده است. بايد اعتراف كنم كه من از چندين جنبه از بحث او درباره جهاني شدن در سالهاي اخير متأثر شده ام. من هم با روبرتسون در اين عقيده موافقم كه مفهوم جهاني شدن را بايد كاملا از مفهوم جهاني شدن را بايد كاملا از مفهوم جهاني نگري متمايز كرد.
اگر چه فرآيندهاي جهان نگري و جهاني شدن گاهي اوقات هم پوشاني دارند و ويژگيهاي مشتركي را در بر مي گيرند، مناسب است به منظور تحليل موقعيت رايج، آنها را به عنوان دو فرايند اساسا متفاوت تعريف كنيم. به اين معني كه جهان نگري بايد به معني واقعي كلمه به عنوان فرآيندي كه ارتباطات متقابل ملتها را عميق تر مي كند، به حساب آيد؛ در حالي كه جهاني شدن اغلب مفهوم ملتها و مرز ميان آنها را نقض مي كند و به فراسوي آن قدم مي گذارد. بنابراين مي توانيم بيان كنيم كه دنياي مدرن توأمان هر دو فرآيند را شامل مي شود؛ دو فرآيندي كه هر يك به طور جداگانه پيش مي روند، در حالي كه در نقاط بخصوصي به طور حساسي يكديگر را قطع مي كنند.
از اين دو فرآيند، پديده جهاني شدن در حوزه هاي تكنولوژي اقتصادي و علمي در خور توجه بيشتري است. بازارهاي مالي روزبه روز بدون در نظر گرفتن مرزها در حال گسترش هستند و تكنولوژي نوين تقريبا بلافاصله پس از توليد مورد استفاده قرار مي گيرند. با وجود اين، مسئله اي كه در حال حاضر به آن مي پردازم، پديده فرهنگي بسيار ريشه داري به نام دين است. جهاني شدن تمام عيار در حوزه فرهنگ هنوز در مرحله ابتدايي خود به سر مي برد، هر چند نشانه هاي آغازين آن را مي توان در هر جنبه از زندگي روزمره يافت. كدام منظر براي در نظر گرفتن جهاني شدن به اين معنا مستعدتر است؟
جهاني شدن در حوزه فرهنگي با ويژگيهايي متفاوتي – بسته به منطقه بخصوصي كه آن فرهنگ به آن تعلق دارد- پديد مي آيد. احتمال دارد كه جهاني شدن به يك روش متفاوت درحوزه هايي كه بسيار به زبان ادبيات و خط و الفباي ملي توجه دارند، پديد آيد. در مقابل حوزه هايي مانند هنر موسيقي و رقص اين دغدغه ها را ندارند. قطع نظر از مشكلاتي كه در راه پيش بيني مسير تغييراتي پيش رو وجود داشته، جهاني شدن فرهنگي در ويژگيهاي بخصوص با ديگر فرآيندهاي جهاني شدن مشترك بوده است، يعني كمرنگ كردن يا از ميان بردن مرزها ميان ملتها، جوامع و گروههاي قومي- نژادي و آشكار شدن همزمان حوادث به مقياس جهاني. بايد اضافه كنيم كه اصلي كه مطابق با آن اين چيزها آشكار مي شود، رقابت در يك بازار آزاد است.
وقتي اين ديد از جهاني شدن در مذهب به كار گرفته شود، مي توانيم بگوييم كه ما شاهد تغيير دايمي و پايدار در شكل مرسوم مذهب خواهيم بود كه بشدت به تاريخها و فرهنگهاي خاص ملتها و گروههاي قومي – نژادي مربوط مي شود. در عوض، فعاليتهاي گروههاي مذهبي واجد ويژگي فزاينده رقابت آزاد در مقياس جهاني خواهد بود. به علاوه اين امكان وجود دارد كه شاهد تغييرات شگرفي در ساختار سنتي اديان تاريخي باشيم.
پديده بسط و توسعه دين بدون پيوند با ملت يا جامعه بخصوص – يا حتي گروه نژادي ويژه اي – پديد جديدي نيست. به دين به طور بنيادي چنين قدرتهايي براي بقايش اعطا شده است. اما آنچه من مي خواهم در اينجا بر آن تأكيد كنم، اين حقيقت است كه مفهوم جهاني شدن به موقعيتي بعد از شعبه ها و فرقه هايي كه در اصطلاح «اديان جهاني» خوانده مي شود- يعني مسيحيت، اسلام و بوديسم- تعلق دارد؛ ادياني كه قلمروهاي مذهبي – فرهنگي شان را در سراسر دنيا بنياد نهاده اند. در همه جاي دنيا مي توانيم شاهد ارتباط عميق ميان دين و دولت يا گروههاي قومي و ساختارهاي مختلف مذهبي – در كنار آموزه هايي كه هر چند اساسا از سوي اديان نيامده اند، به وسيله اديان تثبيت شده اند- باشيم كه اغلب تغييرات شگرفي را در فرآيند پيشرفت و بهبود در ملتهاي خاص يا گروه هاي قومي – نژادي خاصي ايجاد مي كند. براي مثال «ماهاياناي» آيين بودا عملكردهاي اجتماعي كاملا متفاوتي را در كشورهاي همسايه كره و ژاپن به وجود آورده است. به اين ترتيب هر منطقه از جهان را مي توان به وسيله پراكندگي گروههاي اصلي ديني در آن، در نقشه مشخص كرد؛ در حالي كه دين و مذهبي كه در هر ملتي و هر گروه قومي اي وجود دارد، مشخصات منحصر به فرد خود را داراست.
در اين متن، جهاني شدن دين را مي توان به عنوان فرآيند مرزبندي است جديد در اين موقعيت جهاني مذهبي به حساب آورد؛ روندي كه شامل اين سه جنبه مي شود: نخست، به تغيير غير قابل اجتناب هر يك از نهادهاي مذهبي اشاره مي كند؛ دوم، مي توان انتظار داشت كه ويژگيهاي جديدي در محتواي اعتقادات، مناسك و شعائر و رسوم ايجاد خواهد شد و سوم، جهاني شدن با تغييراتي در همه اديان و مذاهب بشري همراه خواهد بود(به ويژه در ديدگاههاي فكري آنها). در بخش بعدي مي خواهم درباره اين سه نكته- با در نظر گرفتن مثالهاي عيني و ملموس – ابتدا از ژاپن، آسيا و ايالات متحده امريكا بحث كنم.
گشتارهايي در نهاد مذهب
نخستين مسئله اي كه مي خواهم در اينجا در نظر بگيرم، اين است كه چه شكلي از اشكال نهادي در جهاني شدن ايجاد خواهد شد. يك نوع از اين اشكال كه به تازگي پديد آمده است، در مفهوم «دين چند مليتي» كه به وسيله ناكاماكي هيروچيكا بررسي شده است، ديده مي شود. با وجود اينكه دين «چند مليتي» آشكار از كلمه شركتهاي چند مليتي وام گرفته شده است، صرفا شكلي از شباهت نيست، بلكه به اين علت اطلاق مي شود كه همان شرايط جاري جهاني هم بر فعاليتهاي اقتصادي شركتهاي چند مليتي تبديل شود. ويژگي گروه مذهبي با ديدگاه جهاني هم اين است كه قطع نظر از اينكه اين گروه سنتي باشد يا كاملا مدرن ، به مسير چند مليتي بپيوندد.
در رابطه با ويژگيهاي جهاني شدن، من يك دين چند مليتي را به عنوان گروهي كه پيرامون روشهاي نوين تبليغ سازمان يافته است، تعريف مي كنم؛ گروهي با عملكرد نيمه مستقل از سازمانها در هر كشور كه با شرايط منحصر به فرد فرهنگي و اجتماعي آن كشور خاص مطابقت دارد، اما به وسيله حضور ارتباطات تشكل يافته دو جانبه ميان شعبه هاي مختلف ملي مشخص مي شود و خود را با توسعه و گسترش دايم سازمان به عنوان يك كل تطبيق مي دهد. يك نمونه از گروه هاي مذهبي چند مليتي با منشأ ژاپن «سوكاگايي» (Soka Gakkai) است، در حالي كه كليساي World Messianity))، «سوكيو ماهي كاري» (Sukyo Mahikari) و “Perfect Liberty” را هم مي توان به عنوان گروه هايي در فرآيند چند مليتي شدن به حساب آورد. سوكاگاكايي به طور جهاني با عنوان سوكاگاكايي بين المللي S G I )) تأسيس شده است؛ اين سازمان فراگير شامل گروه هايي از كشورهاي ديگر مانند «سوكاگاكايي فرانسه» يا «سوكاگاكايي آمريكا» است كه در روابط دو جانبه به عنوان سازمان ژاپني سوكاگاكايي به عنوان سازمان ژاپني سوكاگاكايي به عنوان يك اداره مركزي عمل مي كند، هر سازمان ملي فعاليتهاي خود را در پاس به شرايط منحصر به فرد كشور ميزبان خود انجام مي دهد.
در ژاپن پيدايش گروه هاي مذهبي در مرحله «پيشا چند مليتي» به وضوح در دوره بعد از جنگ جهاني دوم رخ داد. برخي گروه ها در فعاليت هاي بين المللي در دوره قبل از جنگ شركت داشتند، اما بيشتر آنها ژاپني هايي كه در كشورهاي آسياي اي كه ژاپن بر آنها كنترل سياسي و ارتشي اعمال مي كرد، هدف قرار مي دادند.
بسياري از ژاپني هاي در دوران قبل از جنگ به هاوايي و كشورهاي آمريكايي مهاجرت كردند. آنها و فرزندانشان مي خواستند بر همان شعائر و مناسك مذهبي كه در ژاپن مي شناختند، باقي بمانند. از طرف ديگر ژاپني هاي زيادي در كره، تايوان و سرزمين اصلي چين و ديگر كشورهاي آسياي حضور داشتند. حكومت ژاپن مي خواست زيارتگاههاي شينتو را در مناطق تحت استعمار خود بنا كند و بسياري از روحانيان بودايي نيز در آنجا فعاليتهاي تبليغي را آغاز كردند. در نتيجه زيارتگاه هاي شينتو و معابد بودايي فراواني در كره و تايوان طي دوران استعمار پديد آمدند. اكثريت قريب به اتفاق پيروان اين تشكيلات مذهبي ژاپني ها بودند.
بعد از شكست ژاپن در جنگ جهاني دوم، گروه هاي مذهبي ژاپن كه در آسيا بودند، كاملا از بين رفتند، در حالي كه هنز در كشورهاي آمريكايي حضور داشتند. اين تفاوتها آشكار بود، زيرا بومي هاي كشورهاي آسيايي مذهب، آنها را نمي پذيرفتند؛ اگر چه بعد از اينكه ژاپن به دوره اوج شكوفايي اقتصادي خود در سال 1955 رسيد، گروههاي مذهبي كه در خارج از كشور ژاپن مشغول تبليغ بودند، بتدريج افزايش يافتند و در حال حاضر در مجموع حدود بيست گروه (كه شامل برخي گروه هاي كوچك نيز مي شود) به درجاتي مشغول تبليغ دين خود در خارج از مرزهاي كشور هستند. اين گروهها شامل تعداد قابل ملاحظه اي اعضاي غير ژاپني هستند. اين گروهها علاوه بر كشورهاي آمريكايي، در كشورهاي مختلف اروپا و آسيا و بخش محدودي از آفريقا نيز فعال هستند.
يك عامل عمده در افزايش فعاليتهاي گروه هاي مذهبي ژاپني در خارج از كشور مي تواند نفوذ اقتصادي در حال رشد ژاپن باشد، اما جالب توجه است كه اين اديان و مذاهب جديد هستند كه در صف مقدم فعاليت تبليغي خارج از كشور قرار دارند، نه فرقه هاي نهادينه شده بودايي و شينتو. به استثناي تعداد محدودي از سازمان هاي زن (Zen)، گروههاي سنتي نهادينه شده بودايي و شينتو مايلند تلاشهاي خود را بر ژاپني هايي كه جلاي وطن كردند و يا گروه هاي قومي- نژادي ژاپني متمركز كنند. بر عكس، سهم غير ژاپني ها در اديان جديد همچنان روبه افزايش است. اكثريت بزرگي از اديان جديد ژاپني اين پتانسيل را در خود نهفته دارند كه به اديان چند مليتي تبديل شوند.
از سوي ديگر گروههاي مذهبي چند مليتي با منشأ خارجي نيز در ژاپن حضور دارند. يك نمونه از آنها كليساي اتحاد (Unification Church) از كره است. كليساي اتحاد، اعضاي خود را در كره، ژاپن، امريكا و كشورهاي ديگر افزايش مي دهد. شاهدان يهوه و مورمون ها (كليساي عيسي مسيح، قديس امروزي) نيز مي توانند در اين دسته قرار گيرند. هر دو اين شاخه ها فعاليت خود را در قرن نوزدهم از آمريكا شروع كردند و فقط در اين قرن چند مليتي شدند احتمال دارد كه آمريكايي ها براي نخستين بار گروه هاي مذهبي چند مليتي را ايجاد كرده باشند، اين امر به دليل شيوع فراوان گروههاي قومي و مذاهب آنها بود.
جنبش راجنيش (Rajneesh) كه در ابتدا در هند در دهه 1960 آغاز شد، اغلب به عنوان يكي ديگر از مذاهب چند مليتي به شمار مي آيد. به تازگي چند فرقه تائويست از تايوان در ژاپن پخش شده اند كه بيشتر آنها از شاخه اي هستند كه به ژاپني، ايكاندو (Iknado) ناميده مي شوند. هنوز مشخص نيست كه آيا اين جنبشهاي تائويستي مسير چند مليتي شدن را طي مي كنند، يا نه (اگرچه آنها قابليت اين كار را دارند) خوب است در نظر بگيريم كه اشاعه مذاهب آسيايي در ژاپن ممكن است به عنوان سكوي پرتاپي براي جهاني شدن اين اديان در مناطق وسيع تر آسيايي باشد.
علاوه بر دين و مذهب چند مليتي، نوع شبكه اي نهاد دين هم قابليت رشد و گسترش در آينده را دارد. دين شبكه اي به وسيله گسترش تبليغات خارج از كشور و تأسيس سازمانهاي شعبه اي عمل نمي كند، بلكه مي كوشد هواداران جهاني اي براي فعاليتهاي اجتماعي- مذهبي، كه به وسيله گروههاي مذهبي ترويج مي شود، پيدا كند. بنابراين شركت در انواع مختلف جنبشهاي اجتماعي را ترويج مي كند؛ جنبشهايي از قبيل جنبشهاي صلح، حفاظت از محيط زيست و جنبشهاي اصلاح اجتماعي. در اين مورد، گسترش و توسعه سازماني گروه نسبت به شركت در اين جنبشها در رتبه دوم اهميت قرار مي گيرد. با آنكه چنين گروههاي نسبتا نادرند، جنبش صلحي را كه به وسيله گروه «بياكو شينكوكايي» (Byakko Shinko-kai) ترويج مي شود، مي توان به عنوان يك نمونه از اين گروهها در نظر گرفت.
همچنين يك جنبش در حال رشد با عطف توجه به «دنياي روح» از دهه 1970 در ژاپن پديد آمده است و در پي آن است كه «معنويت» فطري بشري را تقويت كند. اين «جنبش از جنبشهاي مختلف» عصر جدي كه از امريكا شروع شد، تأثير گرفته است.» اين جنبش نيز قابليت گسترش جهاني دارد.
با ظهور عصر چند رسانه اي، احتمال دارد كه ما در آينده ظهور و پيدايش اشكال نويني از ارتباطات الكترونيكي به وسيله كامپيوتر را شاهد باشيم. اطلاعات ديني – مذهبي با استفاده از پست الكترونيكي (e-mail) مبادله مي شود و گفته مي شود كه «آم شينريكي» (Aun Shinriky) مي كوشد از اين رسانه استفاده كند. با آنكه نمي توانيم آينده ارتباطات كامپيوتري را پيش بيني كنيم، يك «سازمان بي شكل» كه براساس چنين ارتباطات كامپيوتري اي بنا شده باشد، خارج از امكان نيست. همچنين امكان پديد آمدن «اديان بدون هويت ملي» نيز وجود دارد كه بدون كشور مبدأ مشخصي يا بدون اداره مركزي پديد خواهند آمد.
گشتارهايي در تعاليم، شعائر و فعاليتها
جهاني شدن براي تغيير تعاليم، شعائر و رسوم مذهبي به چه معنا خواهد بود؟ محتمل ترين جنبه تغيير، تركيب اجزاي متفاوت از جريان هاي مختلف است با پديده اي كه من آن را به عنوان «انطباق نوين» توصيف مي كنم. «آميزش نوين» در اساس يكي از انواع آميزش است، هر چند من لفظ «نوين» (neo) را به دليل مشخصه هاي منحصر به فرد آن به عنوان بخشي از عصر اطلاعات، پيشنهاد مي دهم.
پديده آميزش در جوامعي كه سنت هاي مذهبي متعدد به طور همزمان حضور دارند كاملا طبيعي است. ارتباط آميزش كه ميان شينتو و بوديسم وجود دارد، در ژاپن به رسميت شناخته شده است، مانند آميزشي كه ميان تائويسم، آيين كنفوسيوس و يوديسم در چين و ميان بوديسم و هندويسم در نواحي گسترده اي از كشورهاي جنوب و جنوب شرقي آسيا وجود دارد. چه تفاوتي ميان اشكال كلاسيك آميزش و «آميزش نوين» تعاليم و شعائر با آگاهي و با حالت ستيزه جويانه در هم ادغام مي شوند؛ ادغامي كه تقريبا براساس اطلاعات در دسترس و بدون لزوم هر گونه ارتباط واقعي ميان گروه هاي مذهبي درگير انجام مي شود.
آميزش، ويژگي بارز اديان نوين ژاپني است كه اكثر آنها براساس اجزاي گرفته شده از شينتو و بوديسم استوارند، اكثر اديان نوين دوره ميجي(1912-1867) را مي توان درك كرد، زيرا آنها براساس تعاليم و رسوم برگرفته از اديان و مذاهب ريشه دار سنتي قبلي هستند كه به دليل جو حاكم جاري در آن زمان پذيرفته شده اند. اما در سالهاي اخير موارد در حال گسترش را مي توان در ميان اديان نويني كه اركان خود را از مسيحيت وام گرفته اند، «بوديسم بدوي»، بوديسم تراوادا، جنبشهاي «عصر جديد» امريكايي و سنت هاي مذهبي ديگر با خاستگاههاي كاملا خارج از الگوي اديان و مذاهب كهن سنتي در ژاپن مشاهده كرد. در موارد افراطي، تعاليم اندكي بيشتر از «چهل تكه اي» كه بدون انسجام و نظام منطقي سر هم شده است، ظاهر مي شود. با وجود اين، اين تنها شكلي است كه مي توان آن را به عنوان نمونه نخستين «آميزش نوين» در نظر آورد.
تأثير مذهب «اوموتو» (Omoto) احتمالا عامل حياتي در وقوع آميزش نوين در بسياري از اديان متأخر بوده است. دين اوموتو كه در پايان قرن نوزدهم پايه گذاري شد و بين دهه 1910 و 1930 به اوج خود رسيد، از اين اعتقاد صريح طرفداري مي كرد كه «همه اديان يكي هستند» يا «همه اديان يك خاستگاه دارند». اين عقيده را بسياري از اديان نوين قبول دارند و احتمال دارد كه تأثير آن تضعيف هر تمايلي در پذيرش اجزا و اركان انواع سنتهاي مذهبي مرسوم باشد.
در همين جا، بايد متذكر شد كه يكي از تأثيرات «عصر اطلاعات» آسانتر كردن دستيابي به اطلاعات درباره تعاليم، آموزه ها و فعاليتهاي ديگر مذاهب بوده است. حتي كساني كه از تربيت تخصصي مذهبي برخوردار نيستند، مي توانند به آساني به چنين اطلاعاتي دسترسي پيدا كنند و بدون اينكه لازم باشد به سنت واحدي در جامعه خود منحصر شوند، به راحتي جنبشهاي مذهبي نويني را شكل دهند. اين كار فقط از تلفيق مؤلفه هاي چشمگير منابع مختلف صورت مي گيرد.
مشابه همين پديده را مي توان در اديان نوين ايالات متحده مشاهده كرد. طبق دريافت من، وقتي در ايالات متحده اصطلاح «دين نوين» به كار برده مي شود، معمولا همراه خود به اين مسئله اشاره مي كند كه اين دين شامل اجزايي با خاستگاه خارجي است. اين اصطلاح به ويژه وقتي استفاده مي شود كه به اديان و مذاهبي اشاره داشته باشد كه ريشه مسيحي دارند، اما اجزايي كه از هندويسم، بوديسم و ديگر انديشه هاي شرقي به عاريت گرفته شده اند، به آنها اضافه شده است. اين جنبشها براي نخستين بار در سواحل شرقي ايالات متحده و در دوران پس از جنگ جهاني دوم پديد آمدند. «معبد مردم» كه به دليل خودكشي دسته جمعي در سال 1987 در غنا معروف است، به وسيله جيم جونز- كه گفته مي شود بشدت تحت تأثير افكار و انديشه هاي مائويي چيني بوده است – اداره مي شد.
از سوي ديگر، بسياري از كشورهاي آسياي شرقي و جنوب شرقي از لحاظ تارخي به روي جنبشهاي آميزش باز بودند و از جنبشهاي آميزشي استقبال مي كردند. در بسياري از مناطق بوديسم، هندويسم، مسيحيت، اسلام، آيين كنفوسيوس و تائويسم از چنان جو فرهنگي اي برخوردار بودند كه به آنها اجازه مي داد مدتهاي مديد با يكديگر همزيستي داشته باشند. در چنين موقعيتي، يك موضوع جالب توجه اين است كه در آينده اديان آميزشي جديد تا چه اندازه شناخته شده و چشمگير خواهند شد و آيا اصلا اين اتفاق مي افتد؟
|
نسخه قابل چاپ
برگشت
| عناوين مرتبط | 1- فن آوري اطلاعات و مدارك مايكروسافت (بخش دوم آموزش E-Learning) پنج شنبه,18 اسفند 1382 2- برخی دامنهها با اطلاعات غلط به ثبت میرسند سه شنبه,19 آذر 1384 3- اطلاعات و فقر اطلاعاتي شنبه,7 دي 1384 4- كاهش 6 درصدي بودجه فناوري اطلاعات در سال 2009 دوشنبه,23 تير 1388 5- جامعه اطلاعاتي ملي يا جامعه اطلاعاتي جهاني دوشنبه,21 مهر 1384 6- دبیر جشنواره جوانان ، وبلاگها و جامعه اطلاعاتی : جشنواره نه پایان که آغاز راه است شنبه,25 خرداد 1383 7- سومين نمايشگاه كامپيوتر و فناوري اطلاعات در سالن الكتريك رشت آغاز به كار كرد پنج شنبه,1 بهمن 1382 8- جدال غولهاي فناوري اطلاعات براي تصاحب سهم بيشتر بازار دوشنبه,23 تير 1388 9- همايش ملي فن آوري اطلاعات و معلولين با رويكردي به نابينايان برگزار می شود پنج شنبه,28 آبان 1386 10- مدير عامل شركت فناوري اطلاعات در معرض اتهام چهارشنبه,4 بهمن 1384 11- تروجان هاي سارق اطلاعات بانكي يكي پس از ديگري از راه مي رسند پنج شنبه,11 ارديبهشت 1384 12- آيين نامه تامين منابع مالي توسعه و ارتقاي فناوري اطلاعات و ارتباطات كشور تصويب شد دوشنبه,22 خرداد 1386 13- وزارت ارتباطات از نمايشگاه فناوري اطلاعات ، نرم افزار و شهر الكترونيكي حمايت مي كند پنج شنبه,17 آبان 1384 14- برگزاري اجلاس حمايت سازمان ملل از فناوري اطلاعات و ارتباطات چهارشنبه,24 آبان 1382 15- سرقت اطلاعات ارتشی اسرائیل توسط هکرها دوشنبه,25 خرداد 1384 16- وزير اطلاعات افغانستان براي بازسازي صنعت رسانهيي اين كشور از مالزي تقاضاي كمك كرد دوشنبه,3 ارديبهشت 1383 17- قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، راه قانوني مقابله با منعهای غیرمنطقي است یک شنبه,8 آبان 1387 18- چاقویی با قابلیت ذخیره 32 گیگابایت اطلاعات دوشنبه,22 دي 1387 19- حمله به نيروي نظامي انگليس در عراق با استفاده از اطلاعات وب سايت Google Earth سه شنبه,15 بهمن 1385 20- اجراي پروژهي پايگاه اطلاعاتي آمار كشور سه شنبه,7 بهمن 1387 21- سيستم جديد ذخيرهسازي اطلاعات براي شبكهها پنج شنبه,1 دي 1388 22- نسخه امن فايرفاکس براي حراست از اطلاعات بانکي ارايه شد شنبه,11 اسفند 1388 23- عضويت ايران در کنوانسيون WSIS سبب پيشرفت جامعه اطلاعاتى کشور مىشود سه شنبه,16 آبان 1383 24- ارزیابی عملکرد برای پروژه ها و امور فن آوری اطلاعات در سازمانها پنج شنبه,19 اسفند 1387 25- اولين همايش استفاده از فناوري اطلاعات در فرآيندهاي شهرسازي برگزار ميشود یک شنبه,18 شهريور 1382
|
|
|
تبليغات داخلي ...
|
|
|

|
|
حاميان ما ...
|
|
|

|
|